وبلاگ شخصی 'خادم الشهدا' جلال رنجبران
تقدیم به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله(ع) و شهدای هشت سال دفاع مقدس

سلام

به دلیل مشغله های شخصی ، تغییر رویکرد بنده و لزوم فعالیت گسترده و هدفمند در عرصه دیگری از جبهه جنگ نرم فعلا از دوستان خداحافظی می کنم.

ان شاالله بزودی برخواهم گشت...

یا علی ذکر قیام(عج) است...




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 تیر 1393 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

در روزهای زیبای نوروز شهدا را یاد کنیم ولو با ذکر یک صلوات...




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 فروردین 1392 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)




نوشته شده در تاریخ شنبه 19 اسفند 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

و الله لا یفلت منهم عشرة و لا یهلك منكم عشرة.

(نهج البلاغه كلام 58)

پس از آنكه على علیه السلام در اواخر صفر سال 38 از صفین به كوفه مراجعت فرمود تا روز شهادت آنحضرت مدت دو سال و چند ماه فاصله بود ولى این مدت كوتاه بقدرى در آزردگى خاطر مبارك على علیه السلام مؤثر واقع شد كه شرح آن قابل تقریر نمیباشد،شكست‏هاى پى در پى از همه طرف روح آن بزرگوار را آزرده و قلبش را رنجه كرد.

تأثر و رنج على (ع) از معاویه و حیله‏گریهاى عمرو عاص نبود بلكه رنج و تأسف او از بیوفائى و احمقى و خونسردى لشگریان خود بود.

على علیه السلام بقدرى از لا قیدى و بیشرمى كوفى‏ها متأثر بود كه چند مرتبه آرزوى مرگ نمود تا بلكه از شر این قوم متلون و سست عنصر رهائى یابد،در یكى از خطبه‏هاى خود ضمن مذمت اصحابش فرماید:

و الله ان جائنى الموت و لیاتینى فلیفرقن بینى و بینكم لتجدننى لصحبتكم قالیا.

(بخدا سوگند اگر مرگ بسراغ من آید و البته خواهد آمد و میان من و شماتفرقه و جدائى اندازد مرا خواهید دید كه نسبت بمصاحبت شما بغض و كراهت دارم.)

پیشنهاد عمرو عاص در صفین موقع بلند كردن قرآنها با نیزه درباره حكمیت میان متخاصمین اختلاف بزرگى در میان عساكر عراق بوجود آورد كه میتوان آنرا علت العلل شكستهاى بعدى على علیه السلام دانست.

اختلاف على علیه السلام و معاویه در امر خلافت بحكمیت رجوع شد و علیرغم عقیده على علیه السلام از طرف آنحضرت ابوموسى اشعرى انتخاب گردید،ولى پس از عقد قرار داد صلح گروهى از سپاه على علیه السلام گفتند تكلیف كشته‏شدگان چیست؟و بآنحضرت اعتراض كردند كه ما حكم خدا را خواستیم نه حكمیت ابوموسى و عمرو عاص را حتى چند نفرى بمخالفت هر دو سپاه برخاستند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 اسفند 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)




نوشته شده در تاریخ جمعه 18 اسفند 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

«واتر گیت» نام مجتمعی مسكونی – اداری و هتلی در واشنگتن (پایتخت آمریكا) است كه كمیته ملی حزب دموكرات، طبقه ششم هتل را اجاره كرده بود تا ستاد مبارزه انتخاباتی سال 1972 خود را در آنجا مستقر سازد.

گردانندگان حزب جمهوری خواه كه نیكسون- رئیس جمهور وقت آمریكا -نیز از آن حزب بود، شبانه به ستاد انتخاباتی حزب دموكرات در «واتر گیت» وارد شده و با سرقت مدارك و پرونده‌ها و نصب میكروفون‌های مخفی، به استراق سمع و جاسوسی علیه آن حزب پرداخته بودند تا از برنامه‌های انتخاباتی دموكرات‌ها آگاه شوند. هیاهوی عجیبی كه به دنبال لو رفتن این ماجرا برخاست به دستگیری گروهی منتهی گشت كه عمده آن‌ها از ماموران كاخ ریاست جمهوری بودند؛ روز 10 ژانویه 1973م. پنج تن از آنان در ضمن محاكمه اعتراف كردند كه شب 7 ژوئیه 1972، به مركز انتخاباتی دموكرات‌ها رفته و دست به سرقت زدند. افراد مزبور متعلق به كمیته‌ «انتخاب مجدد نیكسون» برای مقام ریاست جمهوری آمریكا بودند.
ابتدا تصور می‌شد كه یك سرقت عادی صورت گرفته باشد، حتی سخنگوی رئیس جمهور اولین دروغ را اینجا گفت و موضوع را به صورت یك دزدی جزئی توضیخ داد؛ ولی، دو خبرنگار از روزنامه «واشنگتن پست» به نام‌های «باب وودوارد» و «كارل برنشتاین» قضیه را پیگیری کرده و مدارك و اسنادی را به دست آوردند كه معلوم می‌ساخت پای مقامات كاخ سفید و شخص نیكسون در میان آمد.
اتهام اصلی مرتكبین این نبود كه چرا مرتكب چنین جرمی شده‌اند، بلكه بیشتر این بود كه بر ارتباط خود با كاخ سفید سرپوش گذاشته و به طور كلی راه اجرای عدالت را سد كرده‌اند. این رسوایی بزرگی بود اما چون ماجرای كامل آن، پس از پیروزی نیكسون در انتخابات 1972 فاش شده بود، نتوانست مانع پیروزی مجدد نیكسون در انتخابات ریاست جمهوری بشود. از آنجا كه روشن شده بود خود رئیس جمهور (نیكسون) در پنهان ساختن ماجرا از مردم، شریك بوده است، اعضای مجلس نمایندگان درصدد اعلام جرم و استیضاح نیكسون برآمدند؛ در این میان نوارهای سرّی مصاحبه‌های رئیس جمهور در كاخ سفید فاش شد و نیكسون را با كمك تشریفات قضایی مجبور كردند تا این مدرك مهم را افشا كند. نیكسون به هر مستمسكی دست یازید تا جلوی این حركت را بگیرد، و ادعا كرد كه قضیه نوارها مشمول مصونیتی است كه رئیس جمهور از آن برخوردار است اما دیوان عالی كشور این ادعا را وارد ندانست.
در حالی كه استیضاح قطعی به نظر می‌آمد قضیه واتر گیت با افشا سازی غیر عادی پایان گرفت زیرا نیكسون استعفا كرد. او در آگوست 1974م به عنوان سی و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریكا در عین اصرار بر بی‌خبری از همه چیز و دست نداشتن در ماجرای جاسوسی مزبور استعفا داد و معاون او جرالد فورد جانشین وی شد؛ یك ماه بعد فورد با استفاده از اختیار عفو عمومی، نیكسون را از تعقیب قضایی مصون كرد.
آنچه به عنوان یك معما از جریان واتر گیت باقی مانده بود، اینكه فرد ناشناسی كه اطلاعات ارزشمندی را اندك اندك به دو خبرنگار «واشنگتن پست» می‌رساند چه كسی است؟ وودوارد و برنشتاین نام این شخص را «ته حلق» نامیده بودند و هویت وی تا سال 2005 نامعلوم بود. سال 2005 یك كارمند بازنشسته پلیس، برای وكیلی كه با او دوست بود تعریف كرد كه «ته حلق» است. «مارك فلت» معاون رئیس اف بی آی بیش از سی سال هویت خود را مخفی نگه داشته بود و در این مدت تنها وودوارد، برنشتاین و «بردلی» یكی از سر دبیران واشنگتن پست او را می‌شناختند. در آن زمان گمانه زنی‌های زیادی در مورد شناخت هویت فرد یاد شده انجام می‌گرفت، از آن جمله پاتریك گری رئیس پلیس، هنری گیسنجر و حتی جورج بوش پدر كه نماینده آمریكا در سازمان ملل بود. ته حلق مرموزترین فرد در ایالات متحده لقب گرفته بود، اما مارك فلت با معرفی خود آخرین صفحه پرونده واتر گیت با نام خود به پایان رساند. امروزه هر چند نام واژۀ واتر گیت باقی مانده و به صورت كلیشه‌ای ژورنالیستی درآمده، امّا تقریباً هر رسوایی سیاسی را بویژه اگر با دزدی مدارك و استراق سمع همراه باشد با پسوند «گیت» می‌آرایند.
منابع:
1. رابرتسون، دیود؛ فرهنگ سیاسی معاصر، عزیز كیاوند (ترجمه)، تهران، نشر البرز، 1375، چاپ اوّل، ص 324.
2. علی بابایی، غلامرضا؛ فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر ویس، 1369، چاپ دوم، ص 821.
3.وودوارد، باب؛‌ سایه شرم واتر گیت، شهناز انوشیروانی (ترجمه)، تهران، مؤسسه خدماتی فرهنگی رسا، 1381، چاپ اول، ص 10.
4. سرابی، محمد؛ «نگاهی به پرونده واتر گیت»، روزنامه شرق، مورّخ 16/5/85.



نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اسفند 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

بنویسید دگر به روی سنگ لحدم / من فقظ عشق حسین ابن علی را بلدم

ننویسید كه ناكام شده به عالمین / بنوسید كه طپش طپش های دلم گفته حسین

ننویسید كه پر پر شده همچون گل یاس/ بنویسید شده مست و خراب عباس

ننویسید كه از روز ازل مذهبی ام/ بنویسید كه تا روز ازل زینبیم

ننویسید كه مست از قدح ساغریم/ بنویسید كه تا ابد علی اكبریم

ننویسید كه جان داد دگر بر سر دوست/ بنویسید كه مجنون علی اصغر اوست

ننویسید گنه ژرده مهتابش شد / بنویسید كه سینه زن اربابش شد

ننویسید به جهان ندارد خانه و جا / بنویسید ماوالش شده كرببلا

ننویسید كه او نوكر بد عهدی بود/ بنویسید كه او منتظر مهدی بود

یا ابا صالح المهدی ادركنی

اللهم عجل لولیك الفرج




نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اسفند 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

 
فعالیت کردن در فضای مجازی و پاک ماندن در آن تقوای دو چندانی می خواهد.

یادمان نرود:

گاهی به گناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم...

یادمان نرود:

فضای مجازی هم محضر خداست...

در روز حساب تمام این سایت ها،...تمام کلیک ها ....یاهو مسنجر...آدی ها..

چت روم ها...به حرف می آیند و گواهی می دهند بر کارهایمان....

نکند که شرمنده شویم....امان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس.....

گاهی روی مانیتور کامپیوتر بچسبانیم ورود شیطان ممنوع....



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 بهمن 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

تاریخ شارژ ارادت ما به امام سید علی خامنه ای تا وقتی که نفس باقیست اعتبار دارد.

*همراه رهبر*

"سید علی تنها نیست"

شرکت ارتباطات اسلامی (سهامی اهل بصیرت)

آدرس:کوچه ولایت پلاک 34

*22 بهمن مبارک باد*




نوشته شده در تاریخ شنبه 21 بهمن 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی):

 من دیپلمات نیستم، انقلابیم به همین علت صریح، صادقانه و قاطعانه حرف می زنم:

پیشنهاد مذاكره وقتی معنا دارد كه طرف حسن نیت خود را نشان دهد.
اسلحه را مقابل ملت ایران می گیرید و می گویید یا مذاكره یا شلیك می كنیم!

اما بدانید فشار و مذاكره با هم سازگار نیست و ملت مرعوب این چیزها نخواهد شد.




نوشته شده در تاریخ شنبه 21 بهمن 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

 


به بهانه جشن سی و چهار سالگی "انقلاب شکوهمند ایران اسلامی"

یادی کنیم از شهدای انقلاب اسلامی ایران، همان شهدایی که با خون خود این انقلاب رابیمه کردند،همان سروقامتانی که رفتند تا ما بمانیم و از یادگارشان که این انقلاب الهی و اسلامی است حراست کنیم.

به نظر من پس از شهدای کربلا در عالم شهدایی مظلوم تر از شهدای انقلاب اسلامی ایران وجود ندارد.

میپرسید چرا؟

جوابش مشخص است...سی و چهار سال از تاریخ این انقلاب می گذرد،چه قدر از شهدایش می دانیم؟نام چندتن از آن شهدای گرانقدر را در خاطر داریم؟

شهدای انقلاب را با شهدای هشت سال دفاع مقدس اشتباه نگیرید...ما در دو بخش مختلف شهید تقدیم این انقلاب کردیم.

یک گروه از شروع نهضت حضرت امام خمینی(ره) یعنی سال  1342تا 1357که به دست رژیم سفاک پهلوی به شهادت رسیدند تا انقلاب پیروز شود که به نام شهدای انقلاب اسلامی لقب گرفتند،یک گروه هم از سال 1358 تا سال 1368 که عراق به پشتیبانی استکبار جهانی جنگ هشت ساله را بر ملت ایران تحمیل کرد که به نام شهدای دفاع مقدس لقب گرفتند.

نکته جالب این انقلاب اینجاست  که درخت تنومندش همواره یا خون شهدا آبیاری شده که آخرینشان شهدای جهاد علمی است که باید به این دو گروه اضافه کرد،این نشان می دهد که ما برای حفظ این نظام مقدس چند هزار شهید تقدیم کرده ایم و خواهیم کرد.

باز جای شکرش باقی است که از شهدای دفاع مقدس و شهدای جهاد علمی گاهی یادی می شود ولی شهدای انقلاب نه...هیچوقت نامی از آنها نیست...

یک میدان انقلاب یادگار آنها بود که به لطف شهردار تهران که این روزها که به انتخابات نزدیک می شویم مشغول افتتاح تونل ها و پل های شهرمان است دیگر اثری از آن هم باقی نمانده...

همیشه خودم را مدیون این شهدای مظلوم می دانم،دلاورانی که هیچوقت اسمی از آنها برده نمی شود حتی این ایام که جشن 34 سالگی انقلاب است.

شاید که نه،قطعا یکی ازدلایل استوار ماندن این انقلاب مظلوم بودن شهدایش است.

یادمان نرود که حضرت امام(ره)فرمودند:ملتی که شهادت دارد پیروز است.

شهدایی که مطمئنم به فضل الهی با مقتدایشان سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) محشور خواهند شد.

بیاییم نه تنها در این ایام مبارک بلکه در طول سال همواره از این شهدای مظلوم یادی کنیم تا انگیزه مان برای حفظ خون این شهدا و یادگارشان که همین انقلاب اسلامی است همیشه استوار و محکم بماند و دعا کنیم که مظلومین بحرین هم به تاَسی از شهدای مظلوم انقلابمان به نصرت و پیروزی دست پیداکنند،انشاالله...

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا ۞
سوره احزاب ؛ آبه ۲۳
از مومنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند وفا کردند
بعضی بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راهند و هیچ پیمان خود دگرگون نکرده‏اند.




نوشته شده در تاریخ شنبه 21 بهمن 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)
(تعداد کل صفحات:21)      [ ... ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ ... ]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات