وبلاگ شخصی 'خادم الشهدا' جلال رنجبران
تقدیم به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله(ع) و شهدای هشت سال دفاع مقدس

امام خامنه ای (مدظله العالی): زندگی و سرنوشت این شهید عزیز و هزاران نفس طیبه‌ای كه در این وادی قدم زده‌اند، صفحه درخشنده‌ای از تاریخ این ملت است. ملتی كه در راه اجرای احكام خدا و حاكمیت دین خدا و دفاع از مستضعفین و نبرد با مستكبرین، عزیزترین سرمایه خود را نثار می‌كند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگی‌های مادی زده پای در میدان فداكاری نهاده و با همه توان مبارزه می‌كنند و جان بر سر این كار می‌گذارند.

نام: حسین خرازیF-15

نام پدر: کریم

تولد: یکم شهریور ۱۳۳۶

محل تولد: كوی كلم اصفهان

تاریخ شهادت: 8 اسفند ۱۳۶۵ عملیات کربلای ۵

محل شهادت: شلمچه

نحوه شهادت: اصابت ترکش خمپاره به گردن

محل مزار: گلستان شهدای اصفهان

آخرین مسئولیت: فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین (علیه السلام)

زندگینامه

نامش حسین بود و از كودكی مهر حسین (علیه السلام) به دل داشت و شور حسینی در سر، برگ برگ دفتر زندگی‌اش، نقش و نگار عشق به خود گرفته بود. قامت رعنایش، صنوبر را و ایستادگی‌اش، پایداری نخل‌های جنوب را به یاد می‌آورد. پیشانی بلندش چون ماه می‌درخشید و چشمان زیبایش، دیدی به گستردگی دریا داشت. در برگ‌ریزان پاییز لبخند بهاری از چهره‌اش جدا نمی‌شد، هر چند از كوچ درناهای بلند پرواز آسمان بندگی به فردوس برین، احساس غربت می‌كرد. قامت استوارش جز در برابر حق تواضع نمی‌كرد و فریادش جز به موسم جهاد و خشم بر دشمن، شنیده نمی‌شد. كلام دلنشین او چون ترانه قناری‌های سر خوش، آرام‌بخش مردان بسیجی‌اش بود و آرامش دل دریایی‌اش تسكین دردهای دردمندان. برای انجام وظیفه، توانی بی‌شمار داشت و برای نابودی دشمن طاقتی بی‌پایان. در برابر ضعیفان فروتن بود و برابر مستكبران چون شمشیری برّان. هر جا عرصه‌ای برای ایثار و جانبازی فراهم می‌شد. حضور می‌یافت تا انقلاب را در تحقق آرمان‌های الهی‌اش یاری كند. وقتی در كربلای خیبر، آن هنگام كه سردار سپاه حسینیان بود، چون ابوالفضل (علیه السلام) دست توانایش را هدیه كرد، بر تلاش و جدیتش افزوده شد و از رویارویی با دشمن هراس به دل راه نداد. حسین خرازی، شیر میدان‌های نبرد و فرمانۀ لشكر امام حسین (علیه السلام) سرآمد شجاعان عرصه پیكار حق علیه باطل بود.

به سال ۱۳۳۶ ه. ش. در یكی از محله‌های مستضعف نشین شهر شهیدپرور اصفهان بنام كوی كلم، در خانواده‌ای آگاه، متقی و با ایمان فرزندی متولد شد كه او را حسین نامیدند.

از همان آغاز، كودكی باهوش و مؤدب بود. در دوران كودكی به دلیل مداومت پدر بر حضور در نماز جماعت و مراسم دینی، او نیز به این مجالس راه پیدا كرد.

از آنجا كه والدین او برای تربیت فرزندان اهتمام زیادی داشتند، او را به دبستانی فرستادند كه معلمانش افرادی متعهد، پایبند و مراقب امور دینی و اخلاقی بچه‌ها بودند. علاوه بر آن، اكثر اوقات پس از خاتمه تكالیف مدرسه، به همراه پدر به مسجد محله – معروف به مسجد سید – می‌رفت و به خاطر صدای صاف و پرطنینی كه داشت، اذان‌گو و مكبر مسجد شد.

فعالیت‌های سیاسی – مذهبی

حسین در زمان فراگیری دانش كلاسیك، لحظه‌ای از آموزش مسائل دینی غافل نبود. به تدریج نسبت به امور سیاسی آشنایی بیشتری پیدا كرد و در شرایط فساد و خفقان دوران طاغوت گرایش زیادی به مطالعه جزوه‌ها و كتب اسلامی نشان داد.

در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی به سربازی اعزام شد. در مشهد ضمن گذراندن دوران سربازی، فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت ورزید. طولی نكشید كه او را به همراه عده‌ای دیگر بالاجبار به عملیات سركوبگرانه ظفار (عمان) فرستادند. حسین از این كار فوق‌العاده ناراحت بود و با آگاهی و شعور بالای خود، نماز را در آن سفر تمام می‌خواند. وقتی دوستانش علت را سوال كردند در جواب گفت: «این سفر، سفر معصیت است و باید نماز را كامل خواند».

در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان حضرت امام خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، او و برادرش هر دو از خدمت سربازی فرار كردند و به خیل عظیم امت اسلامی پیوستند. آن‌ها در این مدت، دائماً در تكاپوی كار انقلاب و تشكل انقلابیون محل بودند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامیF-13

شهید حاج حسین خرازی از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، درگیر فعالیت در كمیته انقلاب اسلامی، مبارزه با ضد انقلاب داخلی و جنگ‌های كردستان بود و لحظه‌ای آرام نداشت. به خاطر روحیه نظامی و استعدادی كه در این زمینه داشت، مسئولیت‌هایی را در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت ضد انقلابیون در گنبد، مأموریتی به آن خطه داشت.

دشمن كه هر روز در فكر ایجاد توطئه‌ای علیه انقلاب اسلامی بود، غائله كردستان را آفرید و شهید حاج حسین خرازی در اوج درگیری‌ها، زمانی كه به كردستان رفت، بعد از رشادت‌هایی كه در زمینه آزاد كردن شهر سنندج (همراه با شهید علی رضاییان فرمانده قرارگاه تاكتیكی حمزه) از خود نشان داد، در سمت فرماندهی گردان ضربت كه قوی‌ترین گردان آن زمان محسوب می‌شد، وارد عمل گردید و در آزادسازی شهرهای دیگر كردستان از قبیل دیواندره، سقز، بانه، مریوان و سردشت نقش مؤثری را ایفا نمود و با تدابیر نظامی، بیشترین ضربات را به ضدانقلاب وارد آورد.

شهید و دفاع مقدس

شهید خرازی با شروع جنگ تحمیلی بنا به تقاضای هم رزمان خود، پس از یک سال خدمت صادقانه در كردستان راهی خطه جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی كه مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان-اهواز در منطقه دار خوین تشكیل شده بود (و بعداً در میان رزمندگان اسلام، به «خط شیر» معروف شد) منصوب گشت.

خطی كه نه ماه در برابر مزدوران عراقی دفاع جانانه‌ای را انجام داد و دلاورانی قدرتمند را تربیت كرد. این در حالی بود كه رزمندگان از نظر تجهیزات جنگی و امكانات تداركاتی شدیداً در مضیقه بودند، اما اخلاص و روح ایمان بچه‌های رزمنده، نه تنها باعث غلبه سختی‌ها و مشكلات بر آن‌ها نشد بلكه هر لحظه آماده شركت در عملیات و جان‌فشانی بودند.

در عملیات شكست حصر آبادان، فرماندهی جبهه دارخوین را به عهده داشت و دو پل حفار و مارد را كه عراقی‌ها با نصب آن دو پل بر روی رود كارون، آبادان را محاصره كرده بودند، به تصرف درآورد.

شهید خرازی در آزاد سازی بستان بهترین مانور عملیاتی را با دور زدن دشمن از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره كردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات پیروزمندانه طریق القدس بود كه تیپ امام حسین (ع) رسمیت یافت.

در عملیات فتح المبین دشمن را در جاده عین خوش با همان تدبیر فرماندهی‌اش حدود ۱۵ كیلومتر دور زد و یگان او در عملیات بیت المقدس جزو اولین لشكرهایی بود كه از رود كارون عبور كرد و به جاده اهواز- خرمشهر رسید و در آزاد سازی خرمشهر نیز سهم بسزایی داشت.

F-1

از آن پس در عملیات مختلف همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر در سمت فرماندهی لشكر امام حسین (ع)، به همراه رزمندگان دلاور آن لشكر، رشادت‌های بسیاری از خود نشان داد.

در عملیات خیبر كه توأم با صدمات و مشقات زیادی بود دشمن، منطقه را با انواع و اقسام جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بود، اما شهید خرازی هرگز حاضر به عقب‌نشینی و ترك موضع خود نشد، تا اینكه در این عملیات یك دست او در اثر اصابت تركش قطع گردید و پیكر زخم خورده او به عقب فرستاده شد.

از بیمارستان یزد – همان جایی كه بستری بود – به منزل تلفن كرد و به پدرش گفت:F-8

من مجروح شده‌ام و دستم خراش جزئی برداشته، لازم نیست زحمت بكشید و به یزد بیایید، چون مسئله چندان مهمی نیست. همین روزها كه مرخص شدم خودم به دیدارتان می‌آیم.

در عملیات والفجر ۸ لشكر امام حسین (ع) تحت فرماندهی او به عنوان یكی از بهترین یگان‌های عمل كننده، لشكر گارد جمهوری عراق را به تسلیم واداشت و پیروزی‌های چشمگیری را در منطقه فاو و كارخانه نمك كه جزو پیچیده‌ترین مناطق جنگی بود، به دست آورد.

در عملیات كربلای ۵ در جلسه‌ای با حضور فرماندهان گردان ها و یگان‌ها از آنان بیعت گرفت كه تا پای جان ایستادگی كنند و گفت: هركس عاشق شهادت نیست از همین حالا در عملیات شركت نكند، زیرا كه این یكی از آن عملیات‌های عاشقانه است و از حساب‌های عادی خارج است.

لشكر او در این عملیات توانست با عبور از خاكریزهای هلالی كه در پشت نهر جاسم – از كنار اروندرود تا جنوب كانال ماهی ادامه داشت – شكست سختی به عراقی‌ها وارد آورد. عبور از این نهر بدان جهت برای رزمندگان مهم بود كه علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یكی از دژهای شرق بصره بود كه در كنار هم قرار داشتند.

هدایت نیروهای خط شكن در میان آتش و بی‌اعتنایی او به ترکش‌ها و تیرهای مستقیم دشمن و ایثار و از خودگذشتگی او، راه را برای پیشروی هموار كرد و بالاخره با استعانت از الطاف الهی در آن صبح فتح و پیروزی، حاج حسین با خضوع و خشوع به نماز ایستاد.

خصوصیات برجسته شهیدF-4

شهید خرازی با قرآن و مفاهیم آن مأنوس بود و قرآن را با صدای بسیار خوبی قرائت می‌كرد.

روزهای عاشورا با پای برهنه به همراه برادران رزمنده خود در لشكر امام حسین (ع) در بیابان‌های خوزستان به سینه‌زنی و عزاداری می‌پرداخت و مقید بود كه شخصاً در این روز زیارت عاشورا بخواند.

او علاوه بر داشتن تدبیر نظامی، شجاعت كم‌نظیری داشت. با همه مشكلات و سختی‌ها، در طول سالیان جنگ و جهاد از خود ضعفی نشان نداد. قاطعیت و صلابتش برای همه فرماندهان گردانها و محورها، نمونه و از ابهت فرماندهی خاصی برخوردار بود.

حساسیت فوق‌العاده‌ای نسبت به مصرف بیت‌المال داشت، همیشه نیروها را به پرهیز از اسراف سفارش می‌كرد و می‌گفت: وسایل و امكاناتی را كه مردم مستضعف در این دوران سخت زندگی جنگی تهیه می‌كنند و به جبهه می‌فرستند بیهوده هدر ندهید، آنچه می‌گفت عامل بود، به همین جهت گفتارش به دل می‌نشست.

حاج حسین معتقد به نظم و ترتیب در امور و رعایت انضباط نظامی بود و از اهتمام به آموزش نظامی برادران و تربیت كادرهای كارآمد غافل نبود.

نیمه‌های شب اغلب از آسایشگاه‌ها و محل‌های استقرار نیروی لشكر سركشی نموده و حتی نحوه خوابیدن آن‌ها را كنترل می‌كرد. گاه، اگر پتوی كسی كنار رفته بود با آرامش تمام آن را بر روی او می‌كشید.

او به وضع تداركات رزمندگان به صورت جدی رسیدگی می‌كرد.

شهید خرازی یك عارف بود. همیشه با وضو بود. نمازش توأم با گریه و شور و حال بود و نماز شبش ترك نمی‌شد.

او معتقد بود :

هرچه می‌كشین و هرچه كه به سرمان می‌آید از نافرمانی خداست و همه، ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.

دقت فوق‌العاده‌ای در اجرای دستورات الهی داشت و این اعتقاد را بارها به زبان می‌آورد كه: سهل‌انگاری و سستی در اعمال عبادی تأثیر نامطلوبی در پیروزی‌ها دارد.

دائماً به فرماندهان رده‌های تابعه سفارش می‌كرد كه در امور مذهبی برادران دقت كنند.

همیشه لباس بسیجی بر تن داشت و در مقابل بسیجی‌ها، خاكی و فروتن بود. صفا، صداقت، سادگی و بی‌پیرایگی از ویژگی‌های او بود.

F-3

نحوه شهادت

او با آنكه یك دست بیشتر نداشت ولی با جنب و جوش و تلاش فوق‌العاده‌اش هیچ‌گاه احساس كمبود نمی‌كرد و برای تأمین و تدارك نیروهای رزمنده در خط مقدم جبهه، تلاش فراوانی می‌نمود.

در بسیاری از عملیات‌ها حاج حسین مجروح شد. اما برای جلوگیری از تضعیف روحیه هم‌رزمانش حاضر نمی‌شد به پشت جبهه انتقال یابد.

در عملیات كربلای ۵، زمانی مه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشكل مواجه شده بود، خود پیگیر جدی این كار شد، كه در همان حال خمپاره‌ای در نزدیکی‌اش منفجر شد و روح عاشورایی او به ملكوت اعلی پرواز كرد و این سردار بزرگ در روز هشتم اسفند ماه ۱۳۶۵ در جوار قرب الهی مأوا گزید.

سخنان مقام معظم رهبری در مورد شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

سردار رشید اسلام و پرچم‌دار جهاد و شهادت، برادر شهید، حاج حسین خرازی به لقاء الله شتافت و به ذخیره‌ای از ایمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانه روزی برای خدا و نبردی بی امان با دشمنان خدا، در آسمان شهادت پرواز كرد و بر آسمان رحمت الهی فرود آمد.

او كه در طول ۶ سال جنگ قله‌هایی از شرف و افتخار را فتح كرده بود اینك به قله رفیع شهادت دست یافته است و او كه هل من ناصر ینصرنی زمان را با همه وجود لبیك گفته بود اكنون به زیارت مولایش امام حسین (علیه السلام) نایل آمده است و او كه در جمع یاران لشگر سرافراز امام حسین (علیه السلام) عاشقانه به سوی دیار محبوب می‌تاخت، پیش از دیگر یاران، به منزل رسیده و به فوز دیدار نایل آمده است.

آری، او پاداش جهاد صادقانه خود را كنون گرفته و با نوشیدن جام شهادت سبک‌بال، در جمع شهدا و صالحین درآمده است.

زندگی و سرنوشت این شهید عزیز و هزاران نفس طیبه‌ای كه در این وادی قدم زده‌اند، صفحه درخشنده‌ای از تاریخ این ملت است. ملتی كه در راه اجرای احكام خدا و حاكمیت دین خدا و دفاع از مستضعفین و نبرد با مستكبرین، عزیزترین سرمایه خود را نثار می‌كند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگی‌های مادی زده پای در میدان فداكاری نهاده و با همه توان مبارزه می‌كنند و جان بر سر این كار می‌گذارند.

چنین ملتی بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو در خواهد آورد. ما پس از ۸ سال دفاع مقدس همه جانبه و ۶ سال تحمل جنگ تحمیلی، نشانه‌های این فرجام مبارك را مشاهده می‌كنیم و یقیناً نصرت الهی در انتظار این ملت مؤمن در مبارزه ایثارگر است.

F-9

از شهید حسین خرازی دو وصیت‌نامه برجای مانده است.

اولین وصیت شهید حاج حسین خرازی

بسم الله الرحمن الرحیم

من عبد عاصی حسین خرازی، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انّ محمّداً عبده و رسوله و اشهد انّ علیّاً و اولاده المعصومین حجج الله.

گواهی می‌دهم كه ائمّه معصومین گفتارشان بر ما حجت و امتثال امر و اطاعتشان واجب، محبتشان به حكم حق لازم و پیروی آن‌ها موجب نجات و مخالفتشان موجب عذاب و آن‌ها امامان و شفیعان روز جزا هستند.

انالله و اناالیه راجعون.

این جانب خود را لایق وصیت نمی‌دانم ولی بنابراین كه وصیت بعد از رفتن هركس راهنمای راه او و بیانگر هدف اوست، من هم بر حكم وظیفه چند كلمه می‌نویسم.

شخصی هستم معتقد به انقلاب اسلامی ایران و رهبری و ولایت حضرت امام خمینی روحی له الفداء در عصر غیبت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه.

از مردم می‌خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند.

راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم كه آن‌ها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا می‌خواهم كه ادامه دهنده راه آن‌ها باشیم. آن‌هایی كه با بودنشان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما می‌آموختند.

از خانواده شهدا، اسرا، مفقودین می‌خواهم كه صبر پیشه كنند چرا كه دنیا فانی است و ما ان معتقد به معاد هستیم و ‎شاء‌الله انتقام این مظلومین را با مظلوم كربلا یكجا خواهیم گرفت.

از خانواده معلولین و مجروحین می‌خواهم كه با این عزیزان كه برای اسلام رفتند و چنین شدند، با صبر و حوصله و خوش اخلاقی برخورد كنند چرا كه این عزیزان به خاطر بیماری و اینكه اكنون دستشان از انجام وظایفشان كوتاه شد، احتیاج به مراقبت و محبت بیشتری دارند.

ان‏شاءالله خداوند به شما اجر و صبر عنایت فرماید! دیگر اینكه فرزندان شهدا را فراموش نكنید آن‌ها پدرانشان را به خاطر اسلام از دست داده‌اند.

در اسلام در مورد یتیمان سفارش زیادی شده است به خصوص یتیمی كه فرزند شهید باشد. ناگفته نماند كه درست است كه در مقابل هركدام از این‌ها به شما اجری داده می‌شود ولی فراموش نكنیم كه این‌ها همه به عنوان یك وظیفه است برای ما كه مسلمانیم.

از تمام اقشار ملت، اعم از كسبه، اطبا، مهندسین، علما و سپاهیان به عنوان یك فرد از اجتماع كه حق بر گردنش هست، تشكر می‌كنم و عرض می‌دارم كه

هركدام از شما ممكن است در كار خود كمبودهایی حس كنید و مشكلاتی برای شما باشد. این جانب خواهشمند است كه موقعیت اسلام و انقلاب و كشور را در نظر گرفته صبر بیشتری كنید و توجه داشته باشید كه در مشكلات است كه انسان‌ها آزمایش می‌شوند.

كاری نكنید - كه خدا نیاورد آن روزی را كه - شما در مقابل شهدا و خانواده محترمشان جوابی نداشته باشید كه بدهید!

دیگر از مسئولین محترم و مردم حزب الله می‌خواهم كه: در مقابل آن افرادی كه نتوانستند از طریق عقیده مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الآن در كشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشاء و بی حجابی و ... زدند، در مقابل این‌ها ایستادگی كنند و با جدّیت هرچه تمام‌تر جلو این فسادها را بگیرید!

و توصیه‌ام به مردم حزب الله و شهیدپرور اصفهان،

شهری كه در جبهه‌های نبرد با دشمن و اقتصاد و دیگر امور خیر و صالح پیش‌قدم و حضور فعال و چشمگیر داشته است، می‌خواهم كه همچنان انقلابی و دوست‌داشتنی بمانند و قدر امام جمعه و نماینده ارزشمند حضرت امام حضرت آیت الله طاهری را بدانند كه می‌دانند.

و اما پدر و مادر عزیزم،

امیدوارم كه مرا حلال كنید و مرا ببخشید چرا كه شما با زحمت زیاد ما را بزرگ كردید. با رنج زیاد وسایل راحتی و تحصیل ما را فراهم كردید. شما كسی هستید كه در عظمت شما در قرآن خداوند فرمود: «و بالوالدین احساناً» یعنی به پدر و مادرتان نیكی كنید و یا آمده: «و لاتقولوا لهما اف ...» به آنها اف نگویید با آن‌ها روی ترش نكنید، حال اگر من در انجام وظایفم در مورد شما كوتاهی كردم شما ببخشید چرا كه من فرزند شما و شما بزرگ‌ترید و مادرم شما برای من خیلی زحمت كشیدید. در حدیث داریم كه «الجنّة تحت اقدام الامّهات» بهشت زیر پای مادران است. به خصوص شما مادری كه در تمام احوال و اوقات مراقب اعمال و رفتار ما بودید.

مادر، حسینت را حلال كن و از تمام دوستان و آشنایان و اقوام برای من حلالیت بطلب!

اللّهم اجعلنا من التوّابین، اللّهم اجعلنا من الشاكرین، اللّهم اجعلنا من المتّقین، اللّهم اجعلنا من المؤمنین، اللّهم اجعلنا من الشهداء و احشرنا مع الحسین و اصحاب الحسین، الحمد لله رب‌العالمین، اللّهم عجّل فی فرج مولانا صاحب الزمان!

حسین خرازی

۱7-۱1-۱۳۶۴

بسمه تعالی

در ضمن این حقیر سر تا پا تقصیر نماز و روزه (۱۴۰ روز) صد و چهل روز بدهكارم.

مقدار قابل توجهی مثلاً ۱۰ یا ۱۵۰۰۰ تومان پول رد مظالم بدهید!

‎ احیاناً در مقابل كم كاری‌ها و یا استفاده بیجا از وسایل بیت‌المال سپاه لازم است. از همگی التماس دعا دارم.

دومین وصیت‏نامه شهید حاج حسین خرازی

كه ۵۰ روز پیش از شهادتش تحریر شده استF-10

اللّهم انّی اسئلك ان تملأ قلبی حبّا لك و خشیة منك و تصدیقاً بكتابك و ایماناً بك و خوفاً منك و شوقاً الیك یا ذالجلال و الاكرام حبّب الی لقائك و احبب لقائی و اجعل لی فی لقائك الراحة و الفرج و الكرامة!

قبلاً چند كلمه‌ای نوشته بودم فكر كنم تكمیلی چند كلمه دیگر باید بنویسم.

خدایا! غلط كردم، استغفرالله، خدایا امان، امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سؤال منكر و نكیر در روز محشر و قیامت.

به فریادم برس.

خدایا!

من دل شکسته و مضطرم.

صاحب پیروزی و موفقیت تو را می‌دانم و بس؛ بر تو توكل دارم.

خدایا!

تا زمان عملیات فاصله زیادی نیست. خدایا، به قول امام خمینی:

«تو فرمانده كل قوا هستی»، خودت رزمندگانت را پیروز گردان و شرّ صدام و كفّار را از سر مسلمین بكن! ‎

خدایا!

از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم.

خدایا!

تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت، نصیب و بهره مندم ساز.

از تو طلب مغفرت و عفو دارم. ‎

یا واسع المغفرة، یا سبقت رحمته غضبه!

از همسر خوب و ایثارگرم كمال تشكر و سپاسگزاری را دارم. ان‏شاء‌الله كه مرا می‌بخشی.

الحمدلله اگر خداوند فرزندی لطف و كرم فرمود، به سلامتی او را مهدی و زهرا اسم بگذار و از خوراك و طعام حلال و طیّب به او بخوران و او را سرباز و طلبه امام زمان بار بیاور و تربیت كن كه این خود هدیه‌ای است به پیشگاه خداوند باری تعالی و كاهشی باشد از عذاب قبر و آخرت و قیامت.

می‌دانم در امر بیت‌المال امانت دار خوبی نبودم و زیاده‌روی کرده باشم؛

خلاصه برایم رد مظالم بدهید و آمرزش بخواهید.

والسّلام

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان.

حسین خرازی

1\10\۱۳۶۵




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 خرداد 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic