تبلیغات
وبلاگ شخصی 'خادم الشهدا' جلال رنجبران - فرهنگ عزاداری و تفریح
وبلاگ شخصی 'خادم الشهدا' جلال رنجبران
تقدیم به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله(ع) و شهدای هشت سال دفاع مقدس

http://s1.picofile.com/file/7106174408/%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7_%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86.jpg

مسلمانان و بالاخص شیعیان در ماه محرم و صفر، به عزاداری و سوگواری مشغول اند. عزاداری که همان برپایی مراسم عزا و روضه خوانی در بکاء، ضجه و تباکی بر اهل بیت علیهم السلام است در مصرف فرهنگی زندگی شیعیان حضور پررنگی دارد، بطوریکه معمولا این سوال مطرح می شود که آیا زندگی شیعیان منجر به افسردگی می شود؟ تفریح و شادی و نشاط چه جایگاهی در زندگی عزاداران دارد؟
مسلمانان و بالاخص شیعیان در ماه محرم و صفر، به عزاداری و سوگواری مشغول اند. عزاداری که همان برپایی مراسم عزا و روضه خوانی در بکاء، ضجه و تباکی بر اهل بیت علیهم السلام است در مصرف فرهنگی زندگی شیعیان حضور پررنگی دارد، بطوریکه معمولا این سوال مطرح می شود که آیا زندگی شیعیان منجر به افسردگی می شود؟ تفریح و شادی و نشاط چه جایگاهی در زندگی عزاداران دارد؟
در پاسخ به این مسئله لازم است از یک طرف به معنای تفریح و شادی توجه و از طرف دیگر معیارهای زندگی توحیدی و حیات طیبه را شناسایی کرد تا جایگاه عزاداری و رابطه آن با شادی و تفریح را دریابیم.
خوشی، حالتی روحی است که تمدد اعصاب، نشاط درونی و آرامش را بهمراه دارد. جامعه شناسان و فرهنگ شناسان معمولا در کنار پرداختن به مقوله سرگرمی و تفریح به مفهوم اوقات فراغت هم عنایت ویژه ای داشته اند. اوقات فراغت به زمانی گویند که فرد از کارهای روزمره و وظایفش فارغ شده و وقت بی مشغله ای برای او بوجود آمده که برنامه ریزان فرهنگی بدنبال پر کردن این وقت هستند تا نه تنها استراحتی برای شخص فراهم آمده باشد بلکه با سرگرمی بتوان یک سرخوشی زود گذری برای او فراهم کرد. در ادبیات دینی به این سرخوشی زود گذر لهو و لعب گفته می شود. راغب در مفردات لَعْب را بمعنى بازى می داند که از ریشه لُعَاب بمعنی بزاق و آب دهان گرفته شده است، فعل آن- لَعَبَ یَلْعَبُ لَعْباً- است یعنى بزاق دهانش جارى شد، امّا- لَعِبَ فلان- با كسره حرف (ع) در موقعى است كه كسى كارى را بدون قصد و هدف و مقصد صحیحى انجام دهد.(المفردات فی غریب القرآن، ص 741)
همین معنی مراد آیات قرآن کریم نیز می باشد. « وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ» (العنكبوت/ 94) یعنى (زندگى دنیا اگر بدون هدفى متعالى برگزار شود صرفا بازیچه و كار بیهوده‏اى بیش نیست) و آیه «وَ ذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا...» (انعام/ 70) واژه‏هاى- لعب- لهو- لغو- كه غالبا آنها را بیهوده معنى می كنند از مترادفاتى است كه هر كدام معانى لطیف و دقیقى مخصوص بخود دارد در آیه فوق- لعبا و لهوا- با هم بكار رفته تمام آیه اشاره به كیفر و فرجام كار كفر- پیشگان است می گوید: (اى پیامبر كسانى كه دین و روش زندگانى خود را بازیچه و هوسرانى می دانند دنیا فریبشان داده و مغرورشان نموده است به آنها یادآورى كن كه هر كس عاقبت به عمل خویش گرفتار می شود و هیچكس را بغیر از خداوند نه یاوری است و نه شفاعت کننده ای!...)

عملی که برای آخرت یا حداقل دنیای ما فایده ای نداشته باشد و صرفا خوشی زودگذری بر آن مترتب باشد همین بازی و سرگرمی مذموم شده قرآن است که دنیا را به بازی و سرگرمی تشبیه می کند. مثلا بازی فوتبال را در نظر بگیرید که چه اقتصاد و صنعتی پیرامون آن شکل گرفته، برای چه؟ صرفا برای سرگرمی بشر؛ همه انسانها درگیر برد و باخت بازی های خودساخته هستند، درگیر قواعد و قوانینی که خود برای این بازی ها قرار داده اند هستند. فرض کنید 21 توپ دیگر در زمین فوتبال باشد، آنگاه بازی به هم می خورد زیرا محدودیت هایی که بازی را جذاب می کند از بین می رود.
در آمیخته شدن زندگی انسان به این بازی و سرگرمی مذموم است، حال چه باید کرد؟ وقتی بازی نه فقط از سرِ خوشی، بلکه از سر یادگیری و توجه یافتن به چیز دیگری انجام گیرد، به عبارت دیگر وقتی بازی برای عبرت گیری و آموزش انجام می شود دیگر نمی تواند مذموم باشد. اگر برای دنیا سرآمد و فرجامی است و انسان در زندگی باید با تلاش و کوشش به کسب کمالات و فضایل نایل شود پس چگونه می توان در دنیا به سرگرمی بدون نتیجه مشغول شد؟

اما دنیای ممدوح دنیایی است که در جهت تقرب به الله باشد. چنانکه امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: «دنیا خانه سراى راستى است براى كسى كه آن را بشناسد، و میدان آسودگى است براى كسى كه از آن توشه برگیرد، پس دنیا جاى فرود آمدن وحى پروردگار، و تجارتگاه دوستان خدا است تجارت كنید تا بهشت را بسود برید.»(الارشاد، ج1: 296)
سبک زندگی فرد، دنیای مذموم و ممدوح اش را می سازد که معیار اصلی رضایت الهی است. اگر همه سطوح زندگی از جمله تفریح با معیارهای اسلامی ساخته شود آنگاه آیا عزاداری جز فرح قلبی مومن چیز دیگری خواهد بود؟ اساسا نهایت شادی مومن چه چیزی است جز مصاحبت و همراهی با محمد و آل محمد علیهم السلام؛
مومن اگر به آسمان و زمین هم نگاه می کند بهجت قلبی او از سر توجه به وجه الله است چه برسد به اینکه در قیامت به سرور الله می رسد. « وُجُوهٌ یَوْمَئذٍ نَّاضِرَةٌ*إِلىَ‏ رَبهَِّا نَاظِرَه»(القیامه/22و23) (آرى، در آن روز صورتهایى شاداب و مسرور است، و به پروردگارش مى‏نگرد) با این نگاه خوشبختی مومن چگونه مال دنیا و کالاهای لوکس و تجملاتی و هر چیزی از دنیا باشد که توجه قلبی را به دنیای فانی بیشتر می کند؟ اساسا تفاوت کافر و مومن در چیست جز در خواسته ها و تمایلات شان...
بدین صورت دنیا و سختی هایش برای مومن شیرینی است و برای کافر ملال آور...
امکانات و تجملات دنیا در دست کافران و فرح و شادی در دل مومنان...
کافر در دنیا کار می کند تا خود راحت زندگی کند، مومن کار می کند تا دیگران راحت باشند...
مومن خدمت به دیگران را عبادت دانسته و ایثار و گذشت در زندگی روزمره اش در جریان است...
اما عزاداری برای چیست؟ یک جنبه روانشناختی دارد و یک جنبه جامعه شناختی؛ در نگاه روان شناختی انسان وقتی احساسات اش با تعقل اش یکی می شود در صحنه عمل ظهور می کند. اما در نگاه جامعه شناختی باید دانست، جبهه حق سرمایه هایی در طول تاریخ برای نفوذ به فرهنگ ها و دل ها دارد که توجه به آنها سبب پیروزی بر جبهه باطل می شود. عزاداری فقط بار عاطفی ندارد، بلکه بار سیاسی و عقلانی و اجتماعی آن بسیار وسیع تر است، هرچند در بار عاطفی هم سبب تزکیه نفس می شود زیرا وقتی انسان برای درد اهل بیت علیهم السلام می سوزد یعنی از رفاه خود دست برداشته، از تمنیات دنیایی و گناه آلود خود دست برداشته و بدین صورت مهربانی اش نسبت به خلایق بیشتر می شود،


بنابراین اساسا مقایسه عزاداری با تفریح و سرگرمی به معنای دنیایی آن اشتباه است زیرا خواستگاه های آنها با هم متفاوت است. سرگرمی و تفریح در زندگی هر انسانی وجود دارد و نفس سرگرمی در دنیا اگر مایه غفلت از خدا نشود، مسئله زندگی نخواهد بود اما سرگرمی و تفریح یکی از محل های جولان شیطان در زندگی انسان معاصر شده است. ساختمان قمارخانه ها، محل های مشروب و تلذذ جنسی یکی از پر رفت و آمد ترین محل های زندگی انسان مادی غرب شده است. موسیقی هم بالتبع یکی از پرچالش ترین دام های شیطان برای اغوای انسانها شده است. اگر بتوان از مرز های حرام دوری کرد و موسیقی و هنری را خلق کرد که توجه انسان را به معنویت و خدا بیشتر کند که همان راه دین است.
در نتیجه راه دین راه اصلی زندگی انسان است و تفریح خارج از سبک زندگی اسلامی تعریف نمی شود. تفریح به معنای شادی بخشی دل مومن در توجه به خدا یکی از سطوح زندگی انسان است و عزاداری هم در سطح دیگری از زندگی سبب شادی دل انسان از تماس با اولیاء الله می شود و نباید با معیارهای دنیای مادی این دو را در مقابل هم تفسیر کرد زیرا تمام زندگی مومن، حرکت به سوی خداست و هر لحظه ای که از این حرکت باز ایستد یعنی در غفلت واقع شده و الا گناه که سبب حرکت معکوس می شود.

منابع:
1) راغب اصفهانى، حسین بن محمد(قرن ششم). المفردات فی غریب القرآن.‏ بیروت، دارالعلم، 1412ق.
2) دیلمى، شیخ حسن(1412ق). إرشاد القلوب إلى الصواب. قم: شریف رضی.‏




نوشته شده در تاریخ شنبه 25 آذر 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

قالب وبلاگ