تبلیغات
وبلاگ شخصی 'خادم الشهدا' جلال رنجبران - خادم الزهرا (علیها السلام) ، شهید محمد رضا تورجی زاده
وبلاگ شخصی 'خادم الشهدا' جلال رنجبران
تقدیم به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله(ع) و شهدای هشت سال دفاع مقدس
اگر گرفتاری دارید خصوصا تو زمینه ازدواج و یا اشتغال و یا ... بهتره که این شهید رو خوب بشناسید و حاجت هاتون رو از این شهید بخواهید و بگیرید که افراد زیادی تا حالا خواسته اند و گرفته اند ...
این چیزی که گفته شد حرف من نیست که خواسته ی خود شهید محمدرضا تورجی زاده هست!  بخوانید:

"... تورجی هم آمد. مشغول صحبت شدیم.حرف از آرزوهایمان شد....
بعد ادامه داد: اما آرزوی من اینه که، بعد ساکت شد و چیزی نگفت.
همه گوش ها تیز شده بود. می خواستیم آروزی او را بشنویم. چند لحظه مکث کرد و گفت: من دوست دارم زیاد برام فاتحه بخوانند. زیاد باقیات صالحات داشته باشم. می خوام بعد از مرگ وضعم خیلی بهتر بشه.
بعد ادامه داد: من دوست دارم هر کاری می توانم برای مردم انجام بدم. حتی بعد از شهادت! چون حضرت امام گفت: مردم ولی نعمت ما هستند...  "




خادم الزهرا (علیها السلام) ، شهید محمد رضا تورجی زاده



حالا اگر دوست دارید از این شهید بیشتر بدونید و بهتر بشناسیدش و با ویزگی های خاصش و کراماتش آشنا بشید حتما مطلب رو تا انتها بخونید.
مزار این شهید همیشه شلوغ هست و دور تا دور مزار همیشه پر هست از جوان هایی که حاجت میخواهند از این شهید و صد البته افرادی که حاجتشون رو از این شهید گرفته اند و به رسم تشکر به این شهید سر می زنند.

اینو هم بدونید که جنبه حل مشکلات فقط یک مورد فرعی از خصوصیات این شهید بزرگوار هست و اگر با این شهید آشنا بشید مطمئنا شیفته ی او خواهید شد، شیفته عشقش به حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، شیفته مناجات هایش، شیفته ی مداحی هایش، شیفته ی اخلاقش، شهادت زیبایش و  ...

مزار این شهید عزیز در گلستان شهدای شهر اصفهان هست.





شهید محمدرضا تورجی زاده، جوانی 23 ساله و اصفهانی!
علاقه ی شدید و عجیبی به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) داشت. در زمان شهادت هم فرمانده گردان یا زهرا (سلام الله علیها) بود.
اهل نماز شب و مناجات در دل شب.

    


مداحی می کرد و صدای فوق العاده سوزناکی داشت. در اصفهان و دیگر شهرها مداحی هایش معروف شده بود. مخصوصا وقتی در گلستان شهدای اصفهان و در کنار مزار دوستان شهیدش و در فراق آن ها می خواند.


شهید حاج حسین خرازی هم شیفته ی سوز صدای او شده بود:
 
"... بی سیم چی مشغول صحبت با حاج اسماعیل صادقی بود. حاج حسین هم آنجا بود.
من هم مشغول ناهار. بعد گوشی را داد به محمد تورجی و گفت: حاج اسماعیل شما رو کار داره.
تورجی گفت: آخه الان! بعد به سفره و ظرف چلوکباب اشاره کرد. خندید و به شوخی گفت: اگه بیام از قافله عقب می مونم!
اما بعد رفت پشت بی سیم. با برادر صادقی صحبت کرد.
حاج اسماعیل گفت: محمد، حاج حسین اینجا نشسته می گه برامون بخون!
محمد کمی مکث کرد. یکباره حال و هوای او عوض شد بعد با حالت خاصی شروع کرد:

در بین آن دیوار و در                 زهرا صدا می زد پدر
دنبال حیدر می دوید          از پهلویش خون می چکید

و همینطور ادامه داد. همه اشک می ریختند. بعدها از سردار صادقی شنیدم که گفت: حاج حسین آنجا خیلی گریه کرد.
داغ دوستان شهیدش برای او خیلی سنگین بود. وقتی حاج حسین منقلب شد بی سیم را گرفتم و گفتم: محمد ممنون ادامه نده!
بچه های مخابرات صدای محمد را پشت همه بی سیم ها پخش کرده بودند... " 

نقل از کتاب یا زهرا (سلام الله علیها) صفحه 152

شهید تورجی زاده علاقه ی ویژه ای به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) داشت و در هر جا کار در صحنه نبرد به مشکل بر می خورد با یک توسل خالصانه و کمک گرفتن از حضرت زهرا (سلام الله علیها) مشکل را برطرف می کرد.

  

  

  

   



حتی شهادتش هم زهرایی بود و در انفجار خمپاره ای که مستقیما به سنگرشان اصابت می کند دو زخم عمیق یکی از ناحیه بازوی دست راست و یکی در ناحیه ی پهلوی چپ سهم او از این انفجار بود و البته جوازی برای آسمانی شدنش.



شهید به معنای واقعی فنای فی الله بود و برای همین هم بود که هر چه از خدا می خواست گرفت.
از خدا خوسته بود بعد از شهادتش مشکل گشای مردم باشد و مزارش هم شلوغ که این اتفاق افتاده است و امروز مزار این شهید دائما پذیرای خیل مشتاقان و حاجت مندان به این شهید بزرگوار است و نمونه هایی از کرامات این شهید در کتاب "یا زهرا (س)" موجود است ...



برای آشنایی کامل با این شهید عزیز کتاب "یا زهرا (سلام الله علیها)" که شامل زندگی نامه و خاطرات شهید محمد رضا تورجی زاده هست رو حتما توصیه می کنم. کتابی هست فوق العاده زیبا و خواندنی از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی با 224 صفحه و قیمت 6000 تومان که تا کنون به چاپ 27 رسیده است.








این هم زندگینامه مختصر شهید :

زندگینامه شهید محمد تورجی زاده:

شهید محمد رضا تورجی زاده در سال چهل و سه در شهر شهیدان اصفهان به دنیا آمد . در همان دوران کودکی عشق و ارادت به خاندان نبوت و امامت داشته و با شور وصف ناپذیر در مجالس عزا داری شرکت می نمود . در کودکی بسیار با وقار نظیف و تمیز بوده به گونه ای که در میان همگنان ممتاز بود.

ایشان دوران تحصیل را همراه با کار و همیاری در مغازه پدر آغاز نمود . پدرش به دلیل علایق مذهبی برای دوره ی راهنمایی به مدرسه ی مذهبی احمدیه ثبت نام نمود .

کلاس سوم راهنمایی شهید مقارن با قیام مردم قم شده بود که شهید با جمعی از دوستان هم کلاسی ،چند نوبت تظاهراتی در مدرسه تدارک دیده و از رفتن به کلاس خودداری کرده بودند . با اوج گرفتن انقلاب ، شهید با چند تن از دوستان فعالیت های سیاسی خود را در مسجد ذکر الله آغاز نمود و در تظاهرات ضد حکومت شرکت می نمود که چند بار مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت . شب ها را شعار نویسی و چاپ عکس حضرت امام روی دیوار ها اقدام می نمود . با پیروزی انقلاب فعالیت های خود را در مسجد ذکر الله و حزب جمهوری اسلامی و دیگر پایگاه های انقلابی پیگیری نمود . وی که از فعالان مبارزه با گروهک های ضد انقلاب و بنی صدر بود بار ها مورد ضرب و شتم طرفداران بنی صدر و اعضای این گروهک ها قرار گرفت .

ایشان به شهید مظلوم بهشتی و آیت الله خامنه ای علاقه ی فراوانی داشتند .

شهید تورجی زاده مداحی و روضه خوانی را در دبیرستان هاتف با دعای کمیل آغاز کرد

شبهای جمعه در جمع دانش آموزان زیبا ترین مناجات را با خدای خویش داشت .

در سال شصت و یک به جبهه عزیمت نمود و در تیپ نجف اشرف به خدمت مشغول شد . و در عملایات های محرم والفجر ها و کربلا ها شرکت نمودند .پس از عزیمت به جبهه در جمع رزمندگان به مداحی و نوحه سرایی پرداخت و بسیاری از رزمندگان جذب نوای گرم و دلنشین او می شدند و در وصیت نامه های خود تقاضا داشتند در مراسم هفته ی آن ها ایشان دعای کمیل را بخوانند . این علاقه و تقاضا های رزمندگان بود که باعث شد ایشان هیئت گردان یازهرا را تاسیس کنند که هر دوشنبه در جبهه در محل گردان و در هنگام مرخصی در اصفهان برگذار می شد . که این هیئت بعد ها به هیئت محبان حضرت زهرا و هیئت رزمندگان اسلام شهر اصفهان تغییر نام داد.

شهید به حضرت زهرا سلام الله علیه علاقه ی وافری داشتند و در غالب مداحی هایشان از مصائب ایشان می خواندند . همچنین ایشان وصیت نمودند که بروی سنگ قبر ایشان بنویسند : یا زهرا

ایشان به نماز اول وقت اهمیت فراوانی می دادند . و قران کریم را بسیار تلاوت می نمودند . همیشه دو ساعت قبل از نماز صبح به راز و نیاز می پرداختند . صدای گریه های ایشان بعضا موجب بیدار شدن دیگران می شد . این عبادت و راز و نیاز با معبود تا طلوع آفتاب ادامه داشت .

ایشان در جبهه بار ها مجروح شدند به گونه ای که در میان دوستان به شهید زنده معروف شدند . و هر بار پیش از بهبودی کامل باز به جبهه عزیمت کردند .

سر انجام این مجاهد خستگی ناپذیر در پنجم اردیبهشت سال شصت و شش در ارتفاعات شهر بانه در استان کردستان در ساعت هفت و سی دقیقه صبح حین فرماندهی گردان یا زهرا در سنگر فرماندهی به شهادت رسیدند . جراهتی که موجب شهادت ایشان شد همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان.


نوشته شده در تاریخ شنبه 11 مرداد 1393 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

قالب وبلاگ