وبلاگ شخصی 'خادم الشهدا' جلال رنجبران
تقدیم به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله(ع) و شهدای هشت سال دفاع مقدس
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 فروردین 1392 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 فروردین 1392 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

و الله لا یفلت منهم عشرة و لا یهلك منكم عشرة.

(نهج البلاغه كلام 58)

پس از آنكه على علیه السلام در اواخر صفر سال 38 از صفین به كوفه مراجعت فرمود تا روز شهادت آنحضرت مدت دو سال و چند ماه فاصله بود ولى این مدت كوتاه بقدرى در آزردگى خاطر مبارك على علیه السلام مؤثر واقع شد كه شرح آن قابل تقریر نمیباشد،شكست‏هاى پى در پى از همه طرف روح آن بزرگوار را آزرده و قلبش را رنجه كرد.

تأثر و رنج على (ع) از معاویه و حیله‏گریهاى عمرو عاص نبود بلكه رنج و تأسف او از بیوفائى و احمقى و خونسردى لشگریان خود بود.

على علیه السلام بقدرى از لا قیدى و بیشرمى كوفى‏ها متأثر بود كه چند مرتبه آرزوى مرگ نمود تا بلكه از شر این قوم متلون و سست عنصر رهائى یابد،در یكى از خطبه‏هاى خود ضمن مذمت اصحابش فرماید:

و الله ان جائنى الموت و لیاتینى فلیفرقن بینى و بینكم لتجدننى لصحبتكم قالیا.

(بخدا سوگند اگر مرگ بسراغ من آید و البته خواهد آمد و میان من و شماتفرقه و جدائى اندازد مرا خواهید دید كه نسبت بمصاحبت شما بغض و كراهت دارم.)

پیشنهاد عمرو عاص در صفین موقع بلند كردن قرآنها با نیزه درباره حكمیت میان متخاصمین اختلاف بزرگى در میان عساكر عراق بوجود آورد كه میتوان آنرا علت العلل شكستهاى بعدى على علیه السلام دانست.

اختلاف على علیه السلام و معاویه در امر خلافت بحكمیت رجوع شد و علیرغم عقیده على علیه السلام از طرف آنحضرت ابوموسى اشعرى انتخاب گردید،ولى پس از عقد قرار داد صلح گروهى از سپاه على علیه السلام گفتند تكلیف كشته‏شدگان چیست؟و بآنحضرت اعتراض كردند كه ما حكم خدا را خواستیم نه حكمیت ابوموسى و عمرو عاص را حتى چند نفرى بمخالفت هر دو سپاه برخاستند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 اسفند 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

«واتر گیت» نام مجتمعی مسكونی – اداری و هتلی در واشنگتن (پایتخت آمریكا) است كه كمیته ملی حزب دموكرات، طبقه ششم هتل را اجاره كرده بود تا ستاد مبارزه انتخاباتی سال 1972 خود را در آنجا مستقر سازد.

گردانندگان حزب جمهوری خواه كه نیكسون- رئیس جمهور وقت آمریكا -نیز از آن حزب بود، شبانه به ستاد انتخاباتی حزب دموكرات در «واتر گیت» وارد شده و با سرقت مدارك و پرونده‌ها و نصب میكروفون‌های مخفی، به استراق سمع و جاسوسی علیه آن حزب پرداخته بودند تا از برنامه‌های انتخاباتی دموكرات‌ها آگاه شوند. هیاهوی عجیبی كه به دنبال لو رفتن این ماجرا برخاست به دستگیری گروهی منتهی گشت كه عمده آن‌ها از ماموران كاخ ریاست جمهوری بودند؛ روز 10 ژانویه 1973م. پنج تن از آنان در ضمن محاكمه اعتراف كردند كه شب 7 ژوئیه 1972، به مركز انتخاباتی دموكرات‌ها رفته و دست به سرقت زدند. افراد مزبور متعلق به كمیته‌ «انتخاب مجدد نیكسون» برای مقام ریاست جمهوری آمریكا بودند.
ابتدا تصور می‌شد كه یك سرقت عادی صورت گرفته باشد، حتی سخنگوی رئیس جمهور اولین دروغ را اینجا گفت و موضوع را به صورت یك دزدی جزئی توضیخ داد؛ ولی، دو خبرنگار از روزنامه «واشنگتن پست» به نام‌های «باب وودوارد» و «كارل برنشتاین» قضیه را پیگیری کرده و مدارك و اسنادی را به دست آوردند كه معلوم می‌ساخت پای مقامات كاخ سفید و شخص نیكسون در میان آمد.
اتهام اصلی مرتكبین این نبود كه چرا مرتكب چنین جرمی شده‌اند، بلكه بیشتر این بود كه بر ارتباط خود با كاخ سفید سرپوش گذاشته و به طور كلی راه اجرای عدالت را سد كرده‌اند. این رسوایی بزرگی بود اما چون ماجرای كامل آن، پس از پیروزی نیكسون در انتخابات 1972 فاش شده بود، نتوانست مانع پیروزی مجدد نیكسون در انتخابات ریاست جمهوری بشود. از آنجا كه روشن شده بود خود رئیس جمهور (نیكسون) در پنهان ساختن ماجرا از مردم، شریك بوده است، اعضای مجلس نمایندگان درصدد اعلام جرم و استیضاح نیكسون برآمدند؛ در این میان نوارهای سرّی مصاحبه‌های رئیس جمهور در كاخ سفید فاش شد و نیكسون را با كمك تشریفات قضایی مجبور كردند تا این مدرك مهم را افشا كند. نیكسون به هر مستمسكی دست یازید تا جلوی این حركت را بگیرد، و ادعا كرد كه قضیه نوارها مشمول مصونیتی است كه رئیس جمهور از آن برخوردار است اما دیوان عالی كشور این ادعا را وارد ندانست.
در حالی كه استیضاح قطعی به نظر می‌آمد قضیه واتر گیت با افشا سازی غیر عادی پایان گرفت زیرا نیكسون استعفا كرد. او در آگوست 1974م به عنوان سی و هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریكا در عین اصرار بر بی‌خبری از همه چیز و دست نداشتن در ماجرای جاسوسی مزبور استعفا داد و معاون او جرالد فورد جانشین وی شد؛ یك ماه بعد فورد با استفاده از اختیار عفو عمومی، نیكسون را از تعقیب قضایی مصون كرد.
آنچه به عنوان یك معما از جریان واتر گیت باقی مانده بود، اینكه فرد ناشناسی كه اطلاعات ارزشمندی را اندك اندك به دو خبرنگار «واشنگتن پست» می‌رساند چه كسی است؟ وودوارد و برنشتاین نام این شخص را «ته حلق» نامیده بودند و هویت وی تا سال 2005 نامعلوم بود. سال 2005 یك كارمند بازنشسته پلیس، برای وكیلی كه با او دوست بود تعریف كرد كه «ته حلق» است. «مارك فلت» معاون رئیس اف بی آی بیش از سی سال هویت خود را مخفی نگه داشته بود و در این مدت تنها وودوارد، برنشتاین و «بردلی» یكی از سر دبیران واشنگتن پست او را می‌شناختند. در آن زمان گمانه زنی‌های زیادی در مورد شناخت هویت فرد یاد شده انجام می‌گرفت، از آن جمله پاتریك گری رئیس پلیس، هنری گیسنجر و حتی جورج بوش پدر كه نماینده آمریكا در سازمان ملل بود. ته حلق مرموزترین فرد در ایالات متحده لقب گرفته بود، اما مارك فلت با معرفی خود آخرین صفحه پرونده واتر گیت با نام خود به پایان رساند. امروزه هر چند نام واژۀ واتر گیت باقی مانده و به صورت كلیشه‌ای ژورنالیستی درآمده، امّا تقریباً هر رسوایی سیاسی را بویژه اگر با دزدی مدارك و استراق سمع همراه باشد با پسوند «گیت» می‌آرایند.
منابع:
1. رابرتسون، دیود؛ فرهنگ سیاسی معاصر، عزیز كیاوند (ترجمه)، تهران، نشر البرز، 1375، چاپ اوّل، ص 324.
2. علی بابایی، غلامرضا؛ فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر ویس، 1369، چاپ دوم، ص 821.
3.وودوارد، باب؛‌ سایه شرم واتر گیت، شهناز انوشیروانی (ترجمه)، تهران، مؤسسه خدماتی فرهنگی رسا، 1381، چاپ اول، ص 10.
4. سرابی، محمد؛ «نگاهی به پرونده واتر گیت»، روزنامه شرق، مورّخ 16/5/85.



نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اسفند 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی):

 من دیپلمات نیستم، انقلابیم به همین علت صریح، صادقانه و قاطعانه حرف می زنم:

پیشنهاد مذاكره وقتی معنا دارد كه طرف حسن نیت خود را نشان دهد.
اسلحه را مقابل ملت ایران می گیرید و می گویید یا مذاكره یا شلیك می كنیم!

اما بدانید فشار و مذاكره با هم سازگار نیست و ملت مرعوب این چیزها نخواهد شد.




نوشته شده در تاریخ شنبه 21 بهمن 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

به نقل از دیلی میل، افرادی که معتاد به نگاه کردن تصاویر مستجن هستند در خطر از دست دادن حافظه کوتاه مدت قرار دارند.

دانشمندان آلمانی به بررسی آن قسمت از مغز که مسئولیت حل مسائل، نگه‌داری اطلاعات در حین کار، تصمیم‌گیری و استدلال هستند؛ پرداخته‌اند. آن‌ها در تحقیقاتشان از 28 نفر – که همگی بالای 26 سال بوده و گرایش به جنس مخالف داشتند – خواستند تا به تعدادی از تصاویر اینترنتی نگاه کنند که بعضی از آن‌ها مستهجن و تعدادی غیر‌مستهجن بودند.

تصاویر غیر مستهجن (عادی) شامل عکس‌های خندیدن و ورزش کردن افراد مختلف بود. از داوطلبین خواسته شده بود که همزمان با نگاه کردن عکس‌ها به سوال "آیا این عکس با عکس 4 اسلاید پیش یکسان است؟" جواب "بله" یا "خیر" دهند.

این افراد در زمان نگاه کردن به تصاویر مستهجن در مقایسه با تصاویر غیر مستهجن تعداد جواب ناصحیح بیشتری داشته‌اند. به‌طور میانگین، این افراد در زمان نگاه کردن به تصاویر مستهجن به 67 درصد سوالات جواب صحیح داده‌اند ولی در زمان دیدن تصاویر معمولی 80 درصد جواب‌های آن‌ها درست بوده است.

این یافته‌ها به روانشناسان کمک می‌کند تا دلیل این موضوع را دریابند که چرا افرادی که معتاد به نگاه کردن هرزه‌نگاری‌های آن‌لاین هستند؛ بر سر قرار ملاقات‌هایشان حاضر نمی‌شوند، فراموش می‌کنند که بخوابند و یا از پذیرفتن مسئولیت‌های شغلی پاپس می‌کشند.

محققین می‌گویند: "تاثیرات منفی تحریکات جنسی بر روی فرآیند‌های شناختی، دلیل بروز قسمتی از این اتفاقات است."

کریستسن لایر فارغ التحصیل روانشناسی و مسئول این پروژه می‌گوید: " تحریکات جنسی در امور مربوط به حافظه فعال، تداخل ایجاد می‌کند؛ قسمت مهمی از حافظه که مسئول عملکرد اجرایی بدن است."




برچسب ها: حافظه، تصاویر مستهجن، نابودی، رنجبران،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 دی 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

مارکسیست ها مجموع جهانیان را به 2 گروه تقسیم می کنند و می گویند یا استثمارگر هستند یا استثمارشده ، می گویند تاریخ چیزی جز محصول مبارزه طبقاتی بین انسانهای استثمارگر و استثمارشده نیست ، یعنی عده ای منافع اقتصادی شان ایجاب می کند که در همان مرحله بمانند و مخالف پیشرفت ابزار تولیدند (گروه حاکم استثمارگر ) و یک عده خواهان رشد و ترقی ابزار تولید و خلاصی از این وضع هستند ( گروه استثمارشده ) که این دوباره هم درگیر و مبارزه ای به وجود می آید که منجر به یک نظام جدید (جامعه جدید ) می شود که در آن جامعه جدید علاوه بر ابزار تولید و منافع اقتصادی، آداب و رسوم و فرهنگ و مذهب و افکار و اندیشه در یک کلام همه چیز نسبت به جامعه قبلی تغییر می کند و بعد ازمدتی دوباره این نظام جدید با مبارزه و درگیری که در خودش عامل ایجاد آن است میدهد به نظام دیگری تبدیل می شود.
مارکسیسم آموزش رهایی طبقه ی کارگر از دست سرمایه داری است.(مالکیت خصوصی و سرمایه داری عامل بدبختی مردم و کارگران است و باید با یک انقلاب از بین برود ).
مارکس خودش مارکسیسم نبوده یعنی اینکه مارکسیسم بعدها بوسیله ی طرفداران او طرح ریزی شده است که معتقدند افکار و نظریات مارکس یک راه و روشی را برای نجات کارگران درست کرده است .البته مارکسیسم هر چند با اندیشه ی مارکس پیوند دارد ولی با آن یکسان نیست و از جمله دلایل آن می تواند:
1- فکر و اندیشه ی مارکس دارای یک شکل منظم نبوده است زیرا وقتی با واقعیت روبرو می شده است مشاهده می کند که مطلبی را که بیان داشته دارای اشکالاتی است و در راستای حل آن یکسری تغییر جهت هایی در اندیشه هایش روی می دهد .
2- افکار و نوشته هایش خصوصیت نا تمام داشته یعنی مارکس خود در زمان حیاتش اقدام به نوشتن نظامند افکار و اندیشه هایش انجام نداده است مثلا جلد اول ودوم کاپیتال(سرمایه) را انگلس از روی یادداشت های او جمع آوری و منتشر کرده است .
3- به دلیل از بین نرفتن سرمایه داری و شکل نگرفتن اجتماع و نظام سوسیالیستی و سپس کمونیستی منطبق بر روالی که او پیش بینی کرده بود .
4- کنار آمدن طبقه ی کارگر با طبقه ی سرمایه دار و دعدم وقوع انقلاب کارگری در سطح اروپا
پیامد عدم تحقق پیش بینی های مارکس منجر به این شد که در طول زمان درمورد اندیشه مارکس دیدگاه های مختلفی مطرح شود و مارکسیسم به سه شاخه ی اصلی تقسیم می شود که هر کدام از این سه شاخه به شاخه های گوناگونی تقسیم می شوند.
1- مارکسیسم اومانیسم(عقل گرا) که خود به دو شاخه ی مارکسیسم فلسفی و مکتب فرانکفورت تقسیم می شود.
2- مارکسیسم کلاسیک(ارتدکس) که خود به دو شاخه ی مارکسیسم سوسیال دموکرات و مارکسیسم لنینیسم تقسیم می شود.
3- مارکسیسم ساختار گرا.
امروزه در دنیا مراکزی وجود دارد بنام مراکز مارکس شناسی.{درانگلستان نه مرکز - درآمریکا هشت مرکز – در فرانسه شانزده مرکز- در ایتالیا هفت و در ژاپن چهار مرکز ) و جالب اینجاست که در روسیه و کشورهای وابسته به شوروی اثری از چنین مراکزی دیده نمی شود.



ادامه مطلب
برچسب ها: مارکسیست، کارل مارکس، جلال، رنجبران، جنگ نرم،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 دی 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)
گمانه‌زنیها درباره صفحه فیسبوکی با نام Khamenei.irبه خصوص پس از معرفی این صفحه در رسانه‌های داخلی و خارجی، ابعاد گسترده‌تر و پیچیده‌تری پیدا کرد. پرتعدادترین حدسی که زده شد، گمانه‌ای بود مبنی بر اینکه: "صفحه‌ فیسبوک آیت الله خامنه‌ای توسط دفتر ایشان راه‌اندازی شده است."البته همین منابع در انتهای گزارش خود این نکته را ذکر کرده‌اند: "از آنجا که این صفحه به طور رسمی تایید نشده است، هنوز معلوم نیست که توسط چه کسانی اداره می‌شود و آیا به راستی، این صفحه توسط دفتر رهبر انقلاب راه اندازی شده است یا خیر؟".

اما در این میان، پدیده‌ای که از دید سایت‌ها و بنگاه‌های خبری پنهان ماند، وجود صفحات متعدد به اسم آیت الله خامنه‌ای در شبکه اجتماعی فیس‌بوک است که در جستجویی ساده صفحات مشابه فراوانی را می‌شود در آن پیدا کرد.

همه صفحات مشابه

برای مثال، صفحه‌ای با نام Ayatullah Sayyid Ali Khameneiدر این شبکه اجتماعی وجود دارد که از سال ۲۰۰۸ میلادی راه اندازی شده و تاکنون حدود ۶۸ هزار لایک دریافت کرده و به چند زبان مختلف در حال فعالیت است.

صفحه‌ی دیگری با نام Grand Ayatullah Khameneiکه در ۲۰۰۹ ایجاد شده است و در حدود ۲۸ هزار لایک به آن داده شده؛ این صفحه نیز به صورت چند زبانه به روزرسانی می‌شود.

"دوستداران آیت الله خامنه‌ای" و "طرفداران آیت‌الله امام خامنه‌ای"، عنوان صفحات دیگری است که به زبان فارسی اداره می‌شوند و به طور متوسط پنج هزار لایک دریافت کرده‌اند و حدود یک سال نیز از فعالیت آنها می‌گذرد.

"‏عشقی خمینى خامنه‌اى"‏، "آیة الله العظمی السید علی الخامنئی"، "Hussain Fadaiee Khamenei" و "LabbaykyaKhamenei" نیز از جمله صفحاتی هستند که به زبان عربی فعالیت می کنند و به نظر می رسد گردانندگان آنها عرب زبان باشند.

همچنین از نکات قالب توجه، وجود صفحات متعدد درباره آیت الله خامنه ای به زبان اردو است؛ صفحاتی نظیر "Ayatullah Syed AliKhamenei"، "World Strongest Man Ayatullah Sayyid Ali Khamenei(ra)" و نیز صفحه‌ی "Seyyid ƏliHüseyni Xameneyi (Ayatollah Khamenei"که مطالب درون این صفحه به زبان ترکی آذربایجانی نیز بارگذاری می‌شود.

حداقل صد اکانت و صفحه‌ی مشابه دیگرنیز درباره آیت‌الله خامنه‌ای در فیسبوک دیده می‌شود که در بین آنها، ۵ صفحه با نام Khamenei.irقابل مشاهده است.

روایت رسانه های بیگانه

تا پیش از راه‌اندازی این صفحات، آن‌چه از از پیام‌های رهبر انقلاب اسلامی در اختیار مخاطبان عربی یا غربی قرار می‌گرفت، روایت رسانه‌های غربی بود که به زبان‌های‌ عربی و انگلیسی منتشر می‌شد و همگی دارای جهت‌گیری‌های خاص نیز بود. اما امروز با ظهور فن‌آوری‌های نوین، بخش مهمی از رسانه‌های واسطه کنار گذاشته شده‌اند و پیام‌ها بی‌واسطه به مردم منتقل می‌شود.

معمولا رهبران و روسای جمهور دنیا در فیس بوک صفحه شخصی دارند، از چاوز ونزوئلا گرفته تا اوبامای آمریکا. نکته‌ای که درباره صفحه فیس بوک منتسب به رهبر معظم انقلاب مغفول مانده اینکه، صفحه اخیر، مربوط به شخص رهبر معظم انقلاب نیست و با لوگوی سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای راه اندازی شده است. اگرچه در این میان بی.بی.سی و سایت های خبری بیگانه با تیتر گمراه کننده «آیت‌الله علی خامنه‌ای عضو فیس‌بوک شد» به سراغ این خبر رفته و در میانه گزارش هم شیطنتی به خرج داده و اشاره کرده اند که فیس بوک ، در جریان اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ فیلتر شدند و از آن زمان تاکنون، دسترسی به آنها بدون فیلترشکن امکان‌پذیر نیست.

.

متن یک استفتا

بخشی از محتوای مطالبی که در صفحه راه اندازی شده در فیس بوک منتشر می شود همان مطالبی است که در سایتkhamenei.ir منتشر می شود اما از ۲۳ آذر که خبر راه اندازی این صفحه در فیس بوک دست به دست می چرخد، سایتkhamenei.ir یا همان دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای تائید و تکذیبه ای در این باره بر روی سایت خود قرار نداده است.

اردیبهشت ماه امسال متن استفتا و پاسخ رهبر معظم انقلاب درباره فعالیت در سایت فیس بوک منتشر شد که این نکته هم از دید رسانه هایی که بر روی فیلتر بودن فیس بوک در ایران و راه اندازی صفحه Khamenei.ir مانور می دهند مغفول مانده است. در متن این استفتا آمده بود «با توجه به اینکه وب‌سایت فیس بوک در ایران فیلتر شده است، آیا ورود به چنین سایتی صرفا برای ارتباط با دوستان و بدون هیچ فعالیت سوء علیه منافع ملی جمهوری اسلامی اشکال دارد؟» که پاسخ به این شرح بود:

باسمه تعالی

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

به‌طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست والا مانعى ندارد.




نوشته شده در تاریخ جمعه 1 دی 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

http://s1.picofile.com/file/7106174408/%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7_%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86.jpg

مسلمانان و بالاخص شیعیان در ماه محرم و صفر، به عزاداری و سوگواری مشغول اند. عزاداری که همان برپایی مراسم عزا و روضه خوانی در بکاء، ضجه و تباکی بر اهل بیت علیهم السلام است در مصرف فرهنگی زندگی شیعیان حضور پررنگی دارد، بطوریکه معمولا این سوال مطرح می شود که آیا زندگی شیعیان منجر به افسردگی می شود؟ تفریح و شادی و نشاط چه جایگاهی در زندگی عزاداران دارد؟
مسلمانان و بالاخص شیعیان در ماه محرم و صفر، به عزاداری و سوگواری مشغول اند. عزاداری که همان برپایی مراسم عزا و روضه خوانی در بکاء، ضجه و تباکی بر اهل بیت علیهم السلام است در مصرف فرهنگی زندگی شیعیان حضور پررنگی دارد، بطوریکه معمولا این سوال مطرح می شود که آیا زندگی شیعیان منجر به افسردگی می شود؟ تفریح و شادی و نشاط چه جایگاهی در زندگی عزاداران دارد؟
در پاسخ به این مسئله لازم است از یک طرف به معنای تفریح و شادی توجه و از طرف دیگر معیارهای زندگی توحیدی و حیات طیبه را شناسایی کرد تا جایگاه عزاداری و رابطه آن با شادی و تفریح را دریابیم.
خوشی، حالتی روحی است که تمدد اعصاب، نشاط درونی و آرامش را بهمراه دارد. جامعه شناسان و فرهنگ شناسان معمولا در کنار پرداختن به مقوله سرگرمی و تفریح به مفهوم اوقات فراغت هم عنایت ویژه ای داشته اند. اوقات فراغت به زمانی گویند که فرد از کارهای روزمره و وظایفش فارغ شده و وقت بی مشغله ای برای او بوجود آمده که برنامه ریزان فرهنگی بدنبال پر کردن این وقت هستند تا نه تنها استراحتی برای شخص فراهم آمده باشد بلکه با سرگرمی بتوان یک سرخوشی زود گذری برای او فراهم کرد. در ادبیات دینی به این سرخوشی زود گذر لهو و لعب گفته می شود. راغب در مفردات لَعْب را بمعنى بازى می داند که از ریشه لُعَاب بمعنی بزاق و آب دهان گرفته شده است، فعل آن- لَعَبَ یَلْعَبُ لَعْباً- است یعنى بزاق دهانش جارى شد، امّا- لَعِبَ فلان- با كسره حرف (ع) در موقعى است كه كسى كارى را بدون قصد و هدف و مقصد صحیحى انجام دهد.(المفردات فی غریب القرآن، ص 741)
همین معنی مراد آیات قرآن کریم نیز می باشد. « وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ» (العنكبوت/ 94) یعنى (زندگى دنیا اگر بدون هدفى متعالى برگزار شود صرفا بازیچه و كار بیهوده‏اى بیش نیست) و آیه «وَ ذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا...» (انعام/ 70) واژه‏هاى- لعب- لهو- لغو- كه غالبا آنها را بیهوده معنى می كنند از مترادفاتى است كه هر كدام معانى لطیف و دقیقى مخصوص بخود دارد در آیه فوق- لعبا و لهوا- با هم بكار رفته تمام آیه اشاره به كیفر و فرجام كار كفر- پیشگان است می گوید: (اى پیامبر كسانى كه دین و روش زندگانى خود را بازیچه و هوسرانى می دانند دنیا فریبشان داده و مغرورشان نموده است به آنها یادآورى كن كه هر كس عاقبت به عمل خویش گرفتار می شود و هیچكس را بغیر از خداوند نه یاوری است و نه شفاعت کننده ای!...)


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 آذر 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)

 

در دنیای امروز بخصوص جهان شیعی در حال حاضر با یکی از تهدیدات جدی در عرصه بین‌المللی مواجه است. این مشکل بواسطه ظهور جریان‌های تندرو عقیدتی بروز و ظهور پیدا کرد.
از زمان شکل‌گیری جریان‌های تندرو با لباس سلفی‌گری در دنیای معاصر مدت زمان زیادی نمی‌گذرد اما وقوع برخی رویدادها و حمایت غرب از گروهی از مسلمانان که نگاهی افراطی به اسلام دارند، رشد سلفی‌گری و به تبع آن جریان تکفیری‌ها را در پی داشته است.
وهابیت محصول تلاش‌های محمد بن عبدالوهاب است اما تاثیر برخی علمای سنی قبل از وی را نمی‌توان نادیده گرفت.

سیر تحول
سلفی ها روایات خود را مستقیماً از احمد بن حنبل( متولد 241)، احمد بن تیمیه(متولد 728)، ابن القیم الجوزیه(متولد 751) و محمد بن عبدالوهاب تمیمی نجدی( متولد1115-1206) می گیرند.
سلفیه بعد از محمد بن عبدالوهاب به صورت یک شکل و ساختار سیاسی در آمد و هم پیمانی وی با محمد بن سعود پایگذار حاکمیت آل سعود در عربستان به این روند تسریع بخشید.
اکنون پیوند میان علما و حاکمان سعودی گرچه دچار تغییر و تحول شده و شیوخ وهابی از برخی اختیارات خود از جمله بازداشت و امر قضا بازماندند اما در عین حال هنوز هم از وضعیت و جایگاه خوبی در نظام سیاسی سعودی برخوردار هستند.
علاوه بر سرزمین حجاز، مصر نیز از تغییر و تحولات عقیدتی برکنار نماند و سلفی‌های این کشور با اقدامات و فعالیت های حسن البناء و جنبش اخوان المسلمین ، سیر جدید‌ی در آموزه‌های عقیدتی اهل سنت تجربه کردند و باب‌های جدیدی برای این گروه جهت گشودن روزنه های محدود اجتهاد باز شد .اما با مرگ زودهنگام حسن البناء جنبش اخوان المسلمین تحت تاثیر اندیشه های دو شخصیت پاکستانی به نام های ابوالاعلی مودودی و سید قطب قرار گرفت و آنها ضمن تثبیت روشن پایبندی به متون دینی بر اساس دیدگاه‌های خاص فقهی، خود دیدگاه تکفیر را بنیانگذ اری کردند.
سید قطب که تحت تاثیر اندیشه های ابن قیم جوزی در خصوص رفتار با اهل کتاب بود این اعتقاد را داشت که اهل کتاب تا زمانی که جزیه پرداخت می کنند می توان در سرزمین های اسلامی با آرامش زندگی کنند در غیر این صورت مسلمانان باید با آنان به جهاد بپردازند. حمایت عربستان و کشورهای حاشیه ای خلیج فارس هماهنگی فراوانی میان سلفیون سنتی و جنبش اخوان المسلمین ایجاد کرد. از سویی دیگر دیدگاه ضد سوسیالیسم سلفیون جدید بخصوص در جریان جنگ های نیروهای جهاد افغانستان با شووروی مورد توجه شیوخ وهابی عربستان قرار گرفت.

رشد جریان تکفیری
در نهایت سلفیه با اعلام تشکیل جبهه جهانی اسلام برای جهاد با یهودیان و صلیبی ها به رهبری بن لادن عربستانی و ظواهری مصر بیش از پیش توجه به گرایش های مبارزاتی را مورد توجه خود قرار داد.
بی‌تردید حادثه 11 سپتامبر نقطه عطف در تاریخ تحولات معاصر است. جریان اسلام سلفی که بعد از عربستان سعودی در قالب جنگجویان طالبانی ظاهر شد منافع بسیاری از کشورهای منطقه را به خطر انداخت.
قرائت خشن و متحجرانه از سنت نبوی و برداشت‌های ظاهری از آیات قرآن، طالبان را بر آن داشت که حتی برای مخالفان فکری و سیاسی خود نیز تعیین تکلیف کنند و رسالتی فراتر از قد و اندازه‌ خود در نظر بگیرند.
این جریان فکری خود را در محدوده جغرافیایی افغانستان محدود نکرد بلکه برای خود مسئولیت اشاعه تعالیم اسلام مبتی بر قرائت سلفی به سایر کشورهای منطقه را در نظر گرفته بود.
این گروه ضمن اختلاف نظر با سایر گروه‌های سنی، سرسختانه نسبت به شیعیان کینه می‌ورزید و به همین خاطر به مراتب سیاستی خشن در قبال آنان بکار برد.
حوادث 11 سپتامبر باعث ارتقای جایگاه راهبردی گروه‌های نظامی و شبه نظامی و محوریت قرار گرفتن تفکر القاعده شد. چنین پدیده‌ای از زمان پیدایش عمدتاً از سوی تفکر استراتژیک کاخ سفید مورد حمایت قرار گرفت اما بعدها با توجه به اصطکاک منافع آنان در منطقه نزاعی عمیق میان آنان در گرفت و در نهایت باعث تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان شد.
علاوه بر افغانستان، یکی دیگر از مراکز رشد سلفی‌گری، لبنان است. جریان سلفی شام در دمشق توسط ناصرالدین الالبانی ظهور کرد. تفکر سلفی در اواخر دهه 50 توسط تعدادی از طلاب مراکز دینی عربستان به لبنان راه یافت. مهم ترین این افراد شیخ سالم الشهال و شیخ عبدالرزاق الزغبی بودند. این دو نفر طرابلس را به مرکز گسترش و ترویج تفکر سلفی در تمام مناطق لبنان تبدیل کردند.
فعالیت سلفی ها در لبنان از طرابلس شروع شد. از سال 1977 سلفیه به نحو چشمگیری توسط افرادی که محورشان شیخ سالم الشهال بود، فعال شد. در سال 1981 به صورت تشکیلات منظم و سازمان یافته، فعالیت خود را شروع و جمعیت نواه الجیش اسلامی را بینانگذاری کردند. این تشکیلات در کنار سایر تشکیلات و نیروهای اسلامی سنی که عرصه را تحت سیطره خود داشتند از جمله جنبش توحید اسلامی یا جماعت اسلامی حضور کم رنگی داشتند.
با فروپاشی جنبش توحید اسلامی بعد از حوادث طرابس در سال 1985 سلفی‌ها امکان توسعه و گسترش بیشتری یافتند و توانستند ویژگیهای عقیدتی خود را به عنوان یک جماعت مستقل ابراز کنند. حضور آنان به طور متمرکز و قوی در طرابس و برخی مناطق شمال از جمله عکار و الضنیه به چشم می خورد. در کل مناطق شمال به علت استقرار اکثر شخصیت ها و موسسات سلفییه لبنانی برای وجود سلفی ها اهمیت خاص دارد همچنین حوادث سالهای اخیر که در این مناطق بین دولت و سلفی ها روی داده است مانند حوادث ظنیه ، انفجار کلیساها و حمله به منافع غربی و غیره و به تبع آن تحولات و اقدامات امنیتی دستگاههای دولتی، شمال را به پایگاه و مرکز تجمع سلفی ها تبدیل کرده است.



ادامه مطلب
برچسب ها: فرقه سلفی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 شهریور 1391 توسط جلال رنجبران(خادم الشهدا)
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات